دلنوشته

امیدوارم لحظات خوبی رو داشته باشید

میدونی بهترین دوست کیه ؟ اونی که اولین قطره اشکتو می بینه . دومیشو پاک می کنه و سومی رو تبدیل به خنده می کنه !

 


خدایا............
می دانم خالی از تقصیر نیستم .اما می خواهم از اینکه مرا در هر حال دوست داری تشکر کنم....


 

فانتزی من اینه که هیچ بچه ای بخاطر بی پولی حسرت توپ فوتبال پسر همسایه رو نخوره یا به باباش نگه بابا چرا ما مرغ نمیخوریم ولی پسر همسایه هرشب بساط جوجه کباب دارن یا هیچ بابای سر پیام بازرگانیا کانالو عوض نکنه که مبادا پسر کوچکش حسرت چیزی رو بخوره 
وسلامتی پدرایی که هرصبح ساعت 5 میرن سرکارو هرشب ساعت 11 میان خونه تازه تو خونه میخوان پینه های دستشونو کسی نبینه و هیچ وقت ناشکری خدارو نمیکنن 
خدا همشونو زنده نگه داره بالای سر زن و بچه هاشون .....


 دقت کردین وختی توی روز زمستونی سرد نشستین تو تاکسی و جاتون حسابی گرم شده بعد یه هو ی ازخدا بیخبر میاد سوار میشه شما مجبورین برین کنار واون میاد جای شما میشینه فقطو فقط دوس دارین برین مجسمه ی ازادی رو بگازین؟؟؟؟ینی بدترین حس دنیاس!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


خونه وقتی مامان نیست مثل کامپیوتریه که به اینترنت وصل نیست...


این چند روز اینقدر لپه و لوبیا و باقالی خوردم که کار از باد نفخ گذشته…

یه چیزی تو مایه های طوفان هایان تو شکمم در جریانه….

[ جمعه چهاردهم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 17:53 ] [ arsalan shapaloo ]

[ ]

کی از ترسای توی بچگیم این بود که آشغال که از پنجره ماشین میندازم بیرون

 

نره روی شیشه ی ماشین عقبی جلوی دید راننده را بگیره اونم بخوره به یه ماشین بعد آتیش بگیره و همه بترکن

یه همچین ذهن روان پریشی داشتم من !


مامانم : افطار چی میخوری ؟

من : مدرسان شریف

مامانم : چی ؟

من : مدرسان شریف

مامانم : کجا ؟

من : مدرسان شریف

بعد ۲ساعت میگم افطار چی درست میکنی مامان ؟

مامانم : بیست و نه دوتا شیش


تا حالا شده نصف شب بری سر یخچال

و بدون اینکه چیزی بخوری زل بزنی به یخچال و بگی فقط اومدم خودتو ببینم ؟


ﻫﻤﻪ ﻣﺎ یک ﺭﻭﺯ ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺍﻳﻦ ﺩﻭ ﺭﺍﻫﻲ ﺧﻮﺍﻫﻴﻢ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩ ﺁﻧﺠﺎ ﻛﻪ ﻫﻤﺴﺮﻣﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮔﻔﺖ :

یا ﻣﻦ ﻳﺎ ته دیگ سیب زمینی !

ﻭ ﭼﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﻱ ﺳﺨﺘﻲ ﺳﺖ ﻟﺤﻈﻪ ﺟﺪﺍﻳﻲ ﺍﺯ ﻫﻤﺴﺮ


دوسـتـای واقـعـی پشت سر هم حـرف نـمی زنـن

جمع می شن با هـم پشت سر بـقیـه حرف می زنن


یه ﻣﺰﺍﺣﻢ ﺗﻠﻔﻨﯽ ﺩﺍﺭﻡ

ﻫﯽ ﺯﻧﮓ ﻣﯽ ﺯﻧﻪ ﻣﻦ ﻓﺤﺸﺶ ﻣﯽ ﺩم

ﺳﺮﯼ ِ ﺁﺧﺮ ﮐﻪ ﻓﺤﺸﺶ ﺩﺍﺩﻡ ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﺯﺩه ﮐﺎﺭﯼ ﻧﮑﻦ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺯﻧﮓ ﻧﺰﻧﻤﺎ

یه همچین آدم احساساتیه


قرص کامل پشه کش تو اتاقم دود کردم

به طوری که اجسام از فاصه ۲۳٫۵ میلیمتری قابل رویت نیستن

بازم پشهِ می آد زیره گوشم ویز ویز می کنه

اشک تو چشام جمع شد یاد فیلم جان سخت ۴ افتادم  یه لحظه


شماره های توی گوشیم ٩٩٪ بیخودنا

ولی حالا کافیه یکیو پاک کنم

فرداش مرگ و زندگیم دست همون یه نفره !


مثل این شوفر اتوبوسا یه فلاسک چایی گذاشتم پایین میز کامپیوتر

همینطور که نگام به مانیتوره خم میشم میارمش بالا

انگار قراره ماشین از جلو بیاد !


عشق مثل بستنى سنتیه

البته فقط چون هوس کردم وگرنه قبلنا شبیه پاستیل بود !


قدیما یه آفتابه های مسی بود پرش که میکردی اینقد سنگین میشد

تا میومدی ورش داری دوباره یه دست دیگه توالت می کردی !


[ جمعه چهاردهم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 17:53 ] [ arsalan shapaloo ]

[ ]

کی از تفریحات سالمم اینه که
شماره دوست دخترامو به هم میدم میگم عزیزم ببین این دختره کیه حی زنگ میزنه بهم مزاحم میشه...
آقا آخ کیف داره.. آخ کیف داره.. یک دعوایی میشه جنگ جهانی... منم میشینم نگاه میکنم تخمه میشکنم


به دو دلیل زن ها هیچوقت فوتبالیست نمیشن :۱ عمرا ۱۱ تا زن یه جور لباس بپوشن. ۲ عمرا بازی بعدم همون لباسارو بپوش




 یارو بچش نفر ۱۰ تا مونده به آخر کنکور میشه! خوشحال میشه!!
بهش میگن بچت گند زده کنکورو؟؟!!! چرا خوشحالی؟!!
میگه :فهمیدم ۹ نفر از بچه من خنگ تر اند!!!!!!


یه فانتزیم اینکه دوست پسر ﺳﺎﺑﻘم ﻓﺎﻣﯿﻞ ﺷﻮﻫﺮ ﺁﯾﻨﺪم ﺩﺭ بیاد
ولی نمیشه چون:
من اصلا دوست پسر ندارم
خاستگار هم ندارم
دختر هم نیستم:


مامانم میگه آب جوش میریزی بسم الله بگو! ممکنه بریزی روی بچه جن!
میگم :آخه مادر من! مگه جنها بیکارن بچه شونو بیارن تو ظرفشوییه ما؟
میگه :خب بچه‌ن دیگه! شیطونن؛ میان دیگه!!!!!


تهرانیه برا مازندرانیه خالی میبنده:ما یه سگ داریم وقتی میاد تو خانه در میزنه...
مازندرانیه:چه مگه کلید ندارنه؟


حیف نون سوار مترو می شه، تفنگ در میاره به راننده مترو می گه یالا برو دوبی!


خونه یه آدم خسیس آتیش میگیره به آتش نشانی پیامک میده :((کار واجب دارم یه زنگ بزن))


هیچی به اندازه ی گفتن جمله ی " تموم شد؟ " نمیتونه بعد یه جک بی مزه طرف رو نابود کنه.


یارو تو مسابقه دو دوپینگ میکنه، ‌ ازقضا آخر میشه!
رفقاش میپرسن :بابا چرا آخر شدی؟ ‌میگه :آخه نمیخواستم بهم مشکوک شن!


[ جمعه چهاردهم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 17:53 ] [ arsalan shapaloo ]

[ ]

ااا

چیزی در کلامم نیست

 

جز دوستت دارم هایی که واژه نیستند

مثل دم در پی بازدم حیاتم را رقم می زنند


دوستت دارم به اندازه ی پلک هایی که در زمان خیال پردازی هایم

زدم و چه بسیار خیالاتی که در ذهن پروراندم . .


مشترک دوست داشتنی

اعتبار مهر و وفای شما رو به اتمام است …

لطفا برای شارژ مجدد کلمه “دوستت دارم” را ارسال نمایید !

 


برچسب‌ها: اا

[ جمعه چهاردهم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 17:52 ] [ arsalan shapaloo ]

[ ]

ا

اون پنبه آغشته به الکل سرد که قبل امپول به نقطه مورد نظر میمالن دردش و استرسش از خود آمپول بیشتره :|


چقد کصافط زیاد شده...
امروز سرمو از پنجره اتاقم کردم بیرون داد زدم کصاااااافط
همه برگشتن نگا کردن:))


بترسین از آدم ِ راستگو...
که اگه دروغ بگه
حرفش سند ِ!!
همه باور میکنن...!!!


اصن چایی باید خودش اینقد شعورش برسه که وقتی خسته از بیرون میای خونه, داغ و تازه دم بیاد توو دستت و بگه بیا منو بخور ^_^


اتوبان رو میدن حیف نون رنگ بزنه؛ روز اول ۸ کیلومتر؛ روز دوم ۴ کیلومتر؛ روز سوم ۲ کیلومتر؛ بهش میگن چرا هر روز کمتر رنگ میزنی؛ میگه من بیشتر از این نمیتونم کار کنم؛ هر روز دارم از قوطی رنگ دورتر میشم.


بزرگی میگفت :‏ ‏
اگر عقل امروز را داشتم کارهای دیروز را نمیکردم ولی اگر کارهای دیروز را نمیکردم عقل امروز را نداشتم. ‏... ‏


اگه میدونستی که الان دستام چقدر به دستای گرمت نیاز داره هیچوقت اونارو تو دماغت نمیکردی.


دوست و دست بسیار است!
اما دست دوست اندک...


تو خیابون باماشینم میرفتم. یه مزداهم که یه دخترپسربودن ازم سبقت گرفتن دختره به حالت تمسخرشکلک درآوردگازشوگرفتم رفتم کنارماشینشونوگفتم عزیزم عشق جدیدمبارک. دیگه بهم زنگ نزن
از آینه بغل دیدم پسره دخترو پیاده کرد و رفت
نکته اخلاقی :با پسر جماعت در نیوفتین


حکومت نظامی بوده به غضنفر میگن از ساعت نه به بعد هر کسی رو تو خیاباون دیدی با تیر بزن ساعت هفت یه نفرو با تیر می زنه! میگن :اینو چرا زدی؟ میگه :آدرسی که این داشت تا ده هم پیدا نمی کرد....!!!


دیروز تو ویچت دختره ازم پرسید اهل کجایی گفتم کاشمر, گف کجا هس حالا این کاشمر, گفتم نیویورک رو بلدی ۹۱۵۳۳۲۹۵ کیلومتری نیویورکه پیام داده عزیزم دوتا شمارش کمه کاملش رو دوباره بفرس
والا ملت فقط دنبال تلفنن


بچه که بودیم همسایمون سگ داشتن
هر وقت واق واق می کرد داداشم صداشو تقلید می کرد
یه بار زن همسایه از مامانم سراغ سگی که صداش از خونه ما میاد و گرفت واسه جفت گیری با سگش
مامانم اومد خونه یه بلایی سر داداشم آورد که دیگه فقط صدا ماهی در میاره


روی صحبتم با اون بچه‌ی ۱۵ سالست که تو فیسبوک استاتوس زده
"زندگی‌ چرا انقد منو خسته میکنی‌؟ "،
چی‌ شده؟ باز مامانت فرستادت نون بگیری؟
کره خر

برچسب‌ها: ا

[ جمعه چهاردهم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 17:52 ] [ arsalan shapaloo ]

[ ]